تسهیم سربار و انواع آن

مفهوم سربار:

کلیه هزینه هایی که در جریان تولید اتفاق می افتد اما نمی توان آنها را به طور مستقیم و مشخص به اقلامی از تولید یا محصولی خاص اختصاص داد به عنوان سربار کارخانه یا سایر هزینه ها تولید شناختهمی شوند نمونه های مشخص این هزینه ها؛ مواد غیرمستقیم تولید، دستمزد غیرمستقیم، هزینه تعمیرات و هزینه های استهلاک ماشین آلات، هزینه بیمه و سایر مواد مشابه می باشد.

 

 

 

مرکز هزینه : بخش هایی از یک واحد تولیدی که به ساخت محصول و یا به ارایه خدمات اشتغال داشته باشد،یک مرکز هزینه استو به دو بخش :

1-تولیدی

2- خدماتی

طبقه بندی می شوند.

 

مراکز یا دوایر تولیدی :

دوایری هستند، که مستقیماً به تولید محصول اشتغال دارند.

 به عنوان مثال:

ریسندگی ، بافندگی ، رنگرزی، یک مرکز هزینه دریک کارخانه پارچهبافیمیباشند ؛

و یا دایره برش ، دایره جوشکاری

و دایره رنگرزی، یک مرکز هزنیه دریک واحد تولیدی سازنده لوازم خانگی است.

 

 

دوایر خدماتی:

دوایری هستند، که مستقیماً به تولید محصول اشتغال ندارند. ولی خدماتی برايدوایرتولیدی و دیگر دوایرخدماتی، انجام می دهند.

 

 به عنوان مثال، می توان از دوایری مانند، دایره کارگزینی ، دایرهتعمیرات ، رستوران وحسابداری نام برد.

انتخاب مبنائی مناسب، برای تسهیم هزینه های عمومی کارخانه به دوایراستفاده کننده از این هزینه ها، کارآسانینیست وتاحدودی به شرایط واحد تولیدی ونیزبه سیستم حسابداری بهای تمام شده بستگی دارد.

 

 

نحوه انتخاب مبانی تسهیم سربار در شماران:

             

 

انواع روش تسهیم :

 

 

 

تسهیم اولیه عبارت است از:
 
سرشکن کردن هزینه های غیرمستقیم به مراکز هزینه، اعم از دوایر تولیدی ودوایرخدماتی؛
براساس مبناهای مناسببرای هردایره تولیدی وهردایره خدماتی، ستونی درنظرگرفته می شود،
وپس از تسهیم تمام هزینههای غیرمستقیم به دوایر تولیدی ودوایرخدماتی ، جمع هریک از ستونها بطورجداگانه بدست می آید، که نشاندهنده
سهم هردایره تولیدی وخدماتی ازهزینه های غیرمستقیم خواهد بود.

 

 

کاربرگ تسهیم اولیه سربار:

 

 

 

نکته : در نرم افزار شماران فرآیند تسهیم اولیه سربار از طریق ثبت اسناد و عملیات بطور مکانیزه صورت می پذیرد.

 

تسهیم ثانویه:

تسهیم ثانویه عبارتاستاز، سرشکن کردن هزینه های دوایر خدماتی به دوایر تولیدی با انتخاب مبنائی مناسب.
واحدهای خدماتی مستقیماً به واحدهای تولیدی وابسته اند؛
پسهزینه های مصرف شده دردوایرخدماتی فقط به واحدها ودوایر تولیدی مربوط میشود.
براساس تعریف تسهیم ثانویه، باید هزینه های
مصرف شده دردوایرخدماتی به نحوی به واحدهای تولیدی سرشکن گردد،که هزینه های این دوایر به صفربرسد.

 

 

 

تسهیم ثانویه به روش مستقیم :
دراین روش، فرض براین است که، دوایر خدماتی به یکدیگرسرویس نمی دهند ویا اگر مبادله سرویس هم صورتگیرد، آنقدرناچیز است که می توان از آن صرف نظرنموده، دراین صورت هزینه هریک از دوایرخدماتی درتسهیم
ثانویه مستقمیاً و با استفاده از مبنائی مناسب فقط به دوایر تولیدی سرشکن می گردد.

دراین روش چون اثرخدماتمتقابل دوایرخدماتی درنظرگرفته نمی شود، نتایج حاصل از روش تسهیم مستقیم چندان دقیق و معقول نیست.

بکارگیری روش یکطرفه به این شرط است که، بعضی از دوایرخدماتی به طوریکطرفه به دیگر دوایر خدماتی سرویس بدهند ولی از آن دوایر سرویس نگیرند و یاچنانچه سرویس هم دریافت می
نمایند، به لحاظ مبلغ آنقدرناچیز باشد که بتوان آنرا نادیده گرفت
.

 

 

تسهیم ثانویه به روش یکطرفه :

دراین روش، از خدمات بعضی ازدوایرخدماتی به دیگر دوایر خدماتی به علت کم اهمیت بودن آن،
صرفنظرمی شود و هزینه آن دایره خدماتی، به صورت یکطرفه به دوایر تولیدی وسایر دوایرخدماتی سرشکن می گردد.

 

 

تسهیم ثانویه به روش دوطرفه (متقابل)
دراین روش، خدماتی را که دوایرخدماتی برای یکدیگر انجام می دهند به طور دقیق درنظرگرفته شده؛ودرمحاسباتمنظورمی گردد.

نحوهیعمل به این صورت است که، هزینه هردایره خدماتی به دوایرتولیدی وسایردوایرخدماتی سرشکن میگردد.
به همین دلیل، استفاده از تسهیم ثانويه به روش دوطرفه اگرچه نتایجدقیق وقابل قبولی به دست می دهد، ولی
مستلزم محاسبات پیچیده و طولانی خواهدبود.

 

 

امکان تسهیم سربار با تمامی روش ها در نرم افزار شماران:

 

 

 

 

 

مقایسه روش های فوق :

روش مستقیم نسبت به دو روش دیگر مقرون به صرفه تر بوده و روش ساده تری نسبت به دو روش دیگر می باشد اما قابلیت اتکای اطلاعات را از بین می برد.
روش یک طرفه نتیجه ای تقریبی داشته و معمولا گرایش بیشتری به سمت روش مستقیم دارد و اغلب برای مراکزی کاربرد دارد که میزان خدماتی که به سایر مراکز ارائه میدهند به مراتب بیشتر از خدماتی است که دریافت مینمایند
در روش متقابل یا ریاضی محاسبات به شدت پیچیده بوده اما بسیار دقیق که اطلاعات مربوط و قابل اتکا به استفاده کنندگان مخابره می نماید و بیشتر برای مراکزی که بطور مدام در حال تبادل خدمات هستند و ارزش ریالی خدمات هم بالا است کاربرد دارد.

 

 

 
 
 
 

توزیع و پخش

در زندگی روزمره برای همه مردم دنیا تهیه مایحتاج از اصلی‌ترین دغدغه‌های است. در دسترس بودن محصولات تولیدشده بر فروش آن محصول تأثیر به سزایی دارد. برخی محصولات علیرغم داشتن کیفیت و مبلغ مناسب به علت در دسترس نبودن نمی‌توانند به اهداف فروش دست یابند.
امروزه یکی از عناصر آمیخته بازاریابی که نقش تعیین‌کننده‌ای را در موفقیت تولیدکنندگان در بازارهای صنعتی داراست، سیستم توزیع شرکت است. در واقع با توجه به پدیده جهانی‌شدن و رقابتی شدن صنایع، نیاز به یک سیستم توزیع یکپارچه و هماهنگ بیش از گذشته احساس می‌شود. بدون شک شرکت‌هایی در دنیای تجارت موفق خواهند بود که از سرعت، دقت، کیفیت و هزینه کمتر در ارائه محصولات خود برخوردار باشند.
این مزایا نیاز به مدیریت حمل‌ونقل، انبار و استفاده از روش‌های کارا و بهره‌ور در وصول مناسب و به‌موقع را بیشتر نمایان ساخته است به‌طوری‌که حتی تأثیر خود را بر تولید به سبب نیاز به یک برنامه مناسب تولید و به موقع بگذارد.
قیمت تمام‌شده توزیع محصول تأثیر مستقیمی در سود و زیان شرکت دارد و به همین دلیل بهره‌وری توزیع کالا می‌تواند نقش اساسی در کاهش هزینه‌ها ،افزایش سود و در دسترس بودن کالاها در بازار ایفا نماید.
فرایند توزیع و پخش فرایند پیچیده‌ای نیست ولی این فرایند از حساسیت بالایی برخوردار است، چرا که شیوه پخش، زمان رساندن کالا و حضور فعال و پررنگ در بازار باعث می‌شود تا یک برند در ذهن مشتری ثبت شود. سیستم توزیع و پخش کالا در کشور از لحاظ زیرساخت‌ها و عملکردها از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست،سنتی بودن و جزیره‌ای بودن ساختار توزیع کالا و نبود یک سیستم جامع و یکپارچه و نه صرفاً یک سیستم فروش و پخش باعث افزایش هزینه‌های توزیع کالا به بالاتر از 50 درصد قیمت نهایی کالاها شده است.
ساماندهی و بهره‌برداری از اطلاعات دریافتی به یک ابزار دقیق و کارآمد نیازمند است که تمام فعالیت‌های دریافت سفارش از مشتریان، تحویل کالا به مشتریان، وصول مطالبات و کنترل حساب مشتریان، فروشندگان و بازاریاب‌ها. ثبت عملیات سفارش، تأیید و مراحل خروج کالا می‌بایست به‌صورت دقیق در آن ثبت گردد. در یک فرآیند فروش افراد مختلفی درگیر می‌باشند. ویزیتور، راننده، عامل فروش که بعضاً چندین نفر نیز در یک فروش ذینفع خواهند بود که گاها درصد پورسانت‌ها هم متفاوت است.
طرح‌های تشویقی چون کالای هدیه در قبال فروش مشخص و طرح‌های پلکانی تخفیف مشتری را در جهت خریدی بیشتر تشویق می‌کند. تهیه الگوی محاسباتی توسط تیم مدیریت فروش مشخص می‌گردد ولی محاسبه دقیق آن می‌بایست توسط یک نرم‌افزار قدرتمند باشد تا خطاها را به حداقل برساند. تعیین گزارش‌های دقیق از مسیر بازاریابی‌ها، گزارش‌ها از عملکرد عوامل فروش و جداول مقایسه‌ای فروش تصمیم‌گیری را در جهت پیشرفت سازمان ساده‌تر می‌کند.
یکی از مهم‌ترین عوامل در پرداخت پورسانت نحوه تسویه فاکتور است که مدیر سیستم می‌تواند توسط این ابزار قدرتمند پرداخت پورسانت را به دریافت وجه و یا چک از مشتری و یا در زمان وصول چک دریافتی منوط نماید. یک سیستم نوین پخش می‌بایست به‌صورت متمرکز فرایندهای شرکت را مدیریت نماید و این فرایندها از تولید تا رسیدن محصول به دست مشتری به‌صورت یکپارچه کنترل نماید. مجزا نمودن توزیع و پخش و یا اصطلاحاً جزیره‌ای دانستن فرایند توزیع و پخش باعث عدم تمرکز بر روی بر روی همه عوامل تأثیرگذار می‌شود و تنها پارامترهای مؤثر بر توزیع و پخش را در نظر می‌گیرد. نرم‌افزار توزیع و پخش شماران کلیه مراحل ثبت سفارش، تأیید سفارش، مراحل خروج کالا از انبار را پوشش می‌دهد. تقسیم کالاها جهت پخش بهینه و با برنامه، ثبت برنامه‌های تشویقی فروش جهت خریدار و بازاریاب، تعیین انواع فروش در زمان ثبت فروش و محاسبه خودکار تخفیفات و یا کالای هدیه بر اساس حجم فروش و یا مبلغ فاکتور در این سیستم انجام خواهد شد.
در تمامی سازمان‌های چه تولیدی و چه خدماتی و یا بازرگانی سیستم توزیع و پخش به‌عنوان واحد منابع ساز برای سازمان تأثیرات قابل‌توجه ای بر بخش‌های مختلف سازمان می‌تواند داشته باشد که در صورت هرگونه نقصی در این سیستم می‌تواند کل سازمان را مختل نماید.
به همین دلیل نیز تنها باوجود یک نرم‌افزار توزیع و پخش به‌تنهایی نمی‌توان مشکلات سازمان را حل نمود، شاید برخی از مشکلات واحد فروش مرتفع گردد ولی به دلیل مستقل بودن از سایر ارکان سازمان بهبودی در عملکرد یکپارچه سازمان ایجاد نمی‌گردد و تنها با یک سیستم کاملاً یکپارچه با سایر بخش‌ها این هدف پوشش داده می‌شود.
به نظر می‌رسد سازمان‌ها نیازی به خرید صرفاً نرم‌افزار توزیع و پخش ندارند بلکه نیاز اساسی سازمان‌ها تهیه یک نرم‌افزار توزیع و پخش که به‌صورت کاملاً یکپارچه با سایر نرم‌افزارها بتواند این فرآیندهای توزیع و پخش را به‌درستی سازمان‌دهی نماید و گزارشات مناسب به مدیران و کارشناسان ارائه نماید.

 

معیار های انتخاب نرم افزار چیست؟

در کسب و کارهای امروزی و در بنگاه های اقتصادی در کل دنیا، استفاه از رایانه و سیستمهای نوین نرم افزاری یکی از مهمترین عوامل موفقیت در استراتژیهای تدوین شده می‌باشد .تا آنجایی که انتخاب یک سیستم یکپارچه و نرم افزار تخصصی می‌تواند مهم‌ترین ابزار رسیدن به اهداف برنامه ریزی شده باشد.
اما سوال اینجاست این انتخاب چطور و در چه زمانی انجام گیرد تا باعث ایجاد بازدهی مثبتی و کاهش ریسک‌ها و افزایش سود حاصل از فعالیت‌های اقتصادی و کاهش هزینه های جاری گردد.
آیا نرم افزارهای سیستمی و راهبردی این قابلیتها را دارد؟آیا تا این حد مهم هستند؟
در پاسخ به این سوال باید با جرات و با صدای رسا گفت بله ...
امروزه با تمام پیچیدگی ها و ظرافت های موجود در کسب و کارها و وسعت بدون مرز فعالیت های اقتصادی و گستردگی فعالان این امر، هر انتخاب نا درستی میتواند خسارات بسیار زیادی را در بلند مدت و در اکثر فعالیتها در کوتاه مدت ،شامل شود .خسارتهایی که گاها بسیار سخت قابل جبران می‌باشد .
انتخاب نرم افزار برای هر کسب و کار نیز از همین موارد است .انتخابی که می‌تواند تمامی اسناد ،دستور العمل‌ها ،مراودات مالی و بازرگانی و فرایندهای سازمانی را به طور صحیح و بدون نقص اجرا و نگهداری و پایش کند و یا با عملیاتی شدن آنها خسارت بسیار قدرتمندی در انحلال کسب کار وارد کند .
با یک مثال ساده به تشریح این مورد می‌پردازیم .نمایش سود حاصل از فعالیتهای بازرگانی و خدماتی در هر کسب و کار اولین قدم برای ادامه مسیر برنامه ریزی شده است البته این مقوله با بحث سرمایه گذاری کاملا متفاوت است .
یک کارفرما بعد از انجام فعالیتهای تعریف شده در کسب و کار خود میخواهدمیزان سود و زیان سه ماهه خود را بررسی و نقشه را ه سه ماه آینده را مشخص کند البته که بهترین و کوتاه ترین راه استفاده از نرم افزار مالی موجود و گرفتن گزارش از آن سیستم میباشد که در کسری از دقیقه قابل انجام است .کارفرما کاملا متکی بر گزارشات واصله و خوشحال از رقم نمایشی سود فعالیت خود ادامه مسیر را با خیال آسوده ادامه میدهد .
اما این آخر کار نیست !
چه میزان به صحت اطلاعات و گزارشات اخذ شده اطمینان است.به چه اعتمادی میتوان بدون تجزیه و تحلیل ابتدا تا انتهای دوره مالی به این گزارشات امضای صحت گذاشت .
استفاده از نرم افزار های سازمانی و ورود علم انفورماتیک توانسته است بسیاری از این شبهات و موارد و بی اعتمادی ها را حل و خیال کارفرمایان را آسوده کند به شرط آنکه انتخاب سیستم از روی منطق و بررسی های کارشناسانه انجام شود که به چند مورد از آن اشاره می‌کنیم .
1-سابقه شرکت ارایه دهنده نرم افزار
2-متخصص بودن افراد ارایه دهنده و مشاور در خصوص بحث تخصصی و عملکرد یکتای نرم افزار ارایه شده
3-یکپارچگی کامل در تمامی امکانات و بخشهای نرم افزار
4-وجود سبد کامل نرم افزاری در خصوص نیاز های آینده انفورماتیکی
5-استفاده از تکنولوژی های مدرن در تولید نرم افزار
6-بومی بودن و اصالت سیستم
7-مجوزهای مورد تایید سازمانهای ذیربط
8-منعطف بودن نرم افزارها در خصوص اندازه کسب و کارها (کوچک – متوسط - بزرگ)

9- تجارب موفق در کسب و کار های مختلف

10-وجود SLA(Service Level Agreement توافق نامه سطح خدمات و خدمات پس از فروش مستمر و تعریف شده.
این موارد چند نکته در خصوص انتخاب و اجرای بهینه نرم افزارها در کسب وکارهای اقتصادی می‌باشد که به زبان کاملا ساده بیان شد امیدواریم در تمامی کسب و کارها شاهد پیشرفت و موفقیت باشیم .

 

اهمیت تعیین درست مراکز و عوامل هزینه در بهای تمام‌شده

در سازمان‌ها برای گزارشگری و شناسایی بهتر هزینه‌ها آن‌ها را بر اساس عوامل هزینه و مراکز هزینه تفکیک و طبقه‌بندی می‌کنند. برای سازمان‌ها مطلوبیت دارد بدانند یک هزینه مشخص (عامل هزینه و محرک هزینه، مانند هزینه برق یا هزینه تعمیر و نگهداری ساختمان) در کدام‌یک از بخش‌های اداری، مدیریت، فروش، خدمات و یا تولید انجام‌شده است. هر یک از این بخش‌ها خود می‌توانند دارای مراکز جداگانه‌ای باشند. برای نمونه در بخش تولید ممکن است مراکز هزینه‌ای چون برش، جوشکاری، مونتاژ، رنگ‌کاری و بسته‌بندی وجود داشته باشد. در بخش خدمات ممکن است مراکز هزینه‌ای چون انبار، رستوران، نگهبانی، سرپرستی، تعمیرات و نگهداری و ... وجود داشته باشد. برای نمونه اگر در این سازمان در ماه فروردین هشتاد میلیون ریال هزینه اضافه‌کاری پرداخت‌شده باشد، مدیران و تصمیم گیران سازمانی می‌خواهند بدانند بیش‌ترین هزینه اضافه‌کار جذب کدام‌یک از مراکز هزینه شده است تا بر اساس حجم تولید، مقدار ضایعات، حاشیه سود و ... در رابطه با ساعات اضافه‌کار تصمیم‌گیری کنند و برای نمونه آن را افزایش یا کاهش دهند. برای کاهش هزینه‌های تولید و افزایش حاشیه سود لازم است تا سازمان‌ها از ترکیب دقیق هزینه‌ها به تفکیک محل‌های رخ داد آن‌ها اطلاع داشته باشند. برای نمونه برای کاهش هزینه دستمزد لازم است تا بدانیم دستمزد در مرحله اول در چه مراکزی و در مرحله دوم به چه افرادی پرداخت می‌شود. در تحلیل دقیق دستمزد بر پایه مراکز هزینه گاه یک سازمان را به آنجا رهنمون می‌نماید که کل فعالیت‌های یک مرکز هزینه خود (مثلاً فعالیت‌های مرکز هزینه رنگ‌کاری) را برون‌سپاری کند و انجام آن را به یک پیمانکار واگذار نماید زیرا در این صورت برای آن سازمان مقرون‌به‌صرفه تر خواهد بود. به‌استثنای نیازهایی این چنین در حوزه گزارشگری، تحلیل و تصمیم‌گیری روش‌های محاسبه بهای تمام‌شده نیز در بردارنده مفاهیمی است که تقسیم‌بندی مراکز را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. در محاسبه بهای تمام‌شده هزینه‌های تولید و هزینه‌های خدمات تولید، یعنی هزینه‌های رخ‌داده در مراکز هزینه تولیدی و خدماتی، به‌عنوان هزینه‌های مواد، دستمزد مستقیم و هزینه‌های سربار، ذیل بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده آورده می‌شوند اما هزینه‌های اداری، فروش و مدیریت و ... به‌عنوان هزینه‌های اداری، تشکیلاتی، فروش شناسایی می‌شوند و به‌هیچ‌عنوان ذیل بهای تمام‌شده کالای ساخته‌شده گزارش نمی‌شوند. هم‌چنین برای تفکیک هزینه‌های مستقیم تولید (مانند دستمزد مستقیم) از هزینه‌های غیرمستقیم تولید و هزینه سربار (مانند هزینه دستمزد کارگران آشپزخانه) نیاز است تا مراکز هزینه تولیدی و مراکز هزینه خدماتی به‌دقت از هم متمایز و تفکیک شوند؛ بنابراین همواره مراکز هزینه در یکی از گروه‌های سه‌گانه تولیدی، خدماتی و اداری، فروش قرار داده می‌شوند و سپس خود این گروه‌ها به مراکز هزینه ریزتری تقسیم می‌شوند. برای تفکیک مراکز هزینه تولیدی از مراکز هزینه خدماتی باید گفت که مراکز هزینه تولیدی آن مراکزی هستند که جریان اصلی کالا (مواد، نیمه ساخته و محصول) از آن‌ها عبور می‌کند و در این مراکز بر روی این جریان اصلی کالا کار انجام می‌شود و در آن تغییراتی به وجود می‌آورد. ممکن است گفته شود با این حال جریان اصلی کالا از مراکز هزینه‌ای چون انبار، نگهبانی و حتی حمل‌ونقل عبور می‌کند اما این مراکز، مراکز هزینه خدماتی هستند. می‌بایست یادآور شد جریان اصلی کالا در هنگام عبور از مراکز هزینه تولیدی هم‌زمان تغییر و تبدیل پیدا می‌کند. برای نمونه کالا در رنگ‌کاری رنگ می‌شود اما همین کالا صرفاً از انبار عبور می‌کند بدون آن که تغییر و تبدیلی در آن صورت پذیرد.

 


عامل هزینه:
جهت تهیه گزارش‌های کارآمد و دقیق از وضعیت هزینه‌ها نیاز است تا هزینه‌ها خود به عامل‌ها و یا محرک‌های هزینه دسته‌بندی شوند. برای نمونه نیاز است تا هنگامی‌که از هزینه‌های حقوق و دستمزد سخن گفته می‌شود مشخص شود منظور از این هزینه دقیقاً کدام‌یک از محرک‌های آن است. محرک‌هایی چون حقوق پایه، حق اولاد، اضافه‌کار، حق مأموریت، پاداش، بهره‌وری و ... . دسته‌بندی هزینه‌ها سبب می‌شود تا بتوان هزینه‌ها را با یکدیگر مقایسه کرد و اطلاعات قابل‌درک‌تر و مختص با آن هزینه را درباره آن‌ها به نمایش گذاشت. مرکز هزینه و عامل هزینه هرگاه هم‌زمان در شناسایی، طبقه‌بندی و گزارش گری هزینه‌ها به کار روند، بستر اطلاعاتی بسیار مناسبی را برای تحلیل هزینه‌ها فراهم می‌کنند. در استاندارد حسابداری شماره یک «نحوه ارائه صورت‌های مالی» دربند 62 و 63 درباره طبقه‌بندی هزینه‌ها، ذیل مفهوم‌های «کارکرد هزینه» و «ماهیت هزینه» سخن گفته‌شده است. منظور از کارکرد هزینه این است که هزینه مربوط به جریان تولید کالا، جریان خدمات تولید کالا و یا جریان فروش، مدیریت و یا هزینه‌های اداری سازمان تولید و فروش کالا است. کارکرد هزینه اطلاعاتی را درباره بخش‌بندی هزینه‌ها به هزینه‌های تولید، خدماتی و اداری و فروش ارائه می‌کند. این در حالی است که «ماهیت هزینه» به‌طور مستقیم به خود هزینه‌ها، عامل‌های هزینه و محرک‌های هزینه مربوط می‌شود و اطلاعاتی را درباره ریز هزینه‌ها ارائه می‌دهد. از دیدگاه استاندارد حسابداری شماره یک افشای هزینه‌ها از دیدگاه کارکرد اجباری نیست اما افشای آن‌ها از دیدگاه ماهیت هزینه‌ها ضروری است.
بند 62: در روش طبقه‌بندی بر مبنای کارکرد هزینه که بعضاً روش بهای تمام‌شده فروش نامیده می‌شود، هزینه‌ها برحسب کارکرد به‌عنوان بخشی از بهای تمام‌شده فروش، توزیع یا اداری طبقه‌بندی می‌شوند. این نحوه ارائه در مقایسه با روش طبقه‌بندی هزینه‌ها برحسب ماهیت اطلاعات مربوط‌تری را در دسترس استفاده‌کنندگان قرار می‌دهد، لیکن در این روش تخصیص مخارج به کارکردها می‌تواند اختیاری و نیازمند اعمال قضاوت قابل‌توجهی باشد.
بند 63: در روش طبقه‌بندی بر اساس ماهیت هزینه، هزینه برحسب ماهیت (نظیر استهلاک، مواد مصرفی، کرایه حمل، حقوق و دستمزد، تبلیغات) با یکدیگر جمع شده و در صورت سود و زیان منعکس می‌شود.

البته باید دقت داشت که بین «عامل هزینه» و «محرک هزینه» تفاوت ظریفی وجود دارد. عزیز عالی ور در جلد اول حسابداری صنعتی (مفاهیم و کاربردها در هزینه‌یابی) ص 106 درباره «شناسایی محرک‌های هزینه» می‌نویسد:
اولین اقدام مهم برای تفهیم و درک رفتار هزینه‌ها در هر سازمانی، شناسایی محرک‌های هزینه است. محرک هزینه، ویژگی رویداد یا فعالیتی است که موجب می‌شود هزینه‌ها به‌واسطه آن رویداد یا فعالیت واقع شوند. در بسیاری از سازمان‌ها، انواع مختلف هزینه‌ها به محرک‌های گوناگون هزینه واکنش نشان می‌دهند. مثلاً، در مؤسسات تولیدی، هزینه دستمزد مونتاژ می‌تواند تابعی از مقدار محصول تولیدشده یا تعداد قطعات در هر محصول باشد. برعکس، هزینه دستمزد تنظیم ماشین‌آلات می‌تواند تابعی از دفعات تولید باشد. هزینه حقوق و دستمزد مربوط به مدیریت مواد می‌تواند از عوامل مرتبط با مواد نظیر مقدار و هزینه مواد مصرفی، تعداد قطعات در محصولات مختلف و تعداد دریافت محموله‌های مواد ناشی شود؛ بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری کرد که بسیار ساده‌نگری خواهد بود اگر تمام هزینه‌های دستمزد کارخانه با هم جمع و سپس گفته شود که جمع هزینه دستمزد تابعی از مقدار محصول تولیدشده است. از دیدگاه حسابداری صنعتی و مدیریت، حسابداران باید در جداسازی انواع گوناگون هزینه در مخازن یا حوضچه‌های مختلف هزینه و شناسایی مناسب‌ترین محرک هزینه برای هر یک از این مخازن و حوضچه‌ها دقیق باشند.
حسابداران صنعتی و مدیریت باید به میزانی که یک هزینه یا مجموعه‌ای از هزینه‌ها هماهنگ با یک محرک هزینه مشخص تغییر می‌کند، توجه کنند. هرقدر همبستگی بین هزینه و محرک هزینه موردنظر بیش‌تر باشد، درک و برداشت از رفتار آن هزینه دقیق‌تر خواهد بود. نکته دیگر، توجه به رویکرد فزونی منافع بر مخارج در شناسایی محرک‌های هزینه است. هرقدر تعداد محرک‌های هزینه مورد استفاده در توصیف رفتار هزینه‌ها افزایش یابد، صحت اطلاعاتی که بدست می‌آید افزایش خواهد یافت اما هزینه تهیه و دستیابی به اطلاعات نیز بالا خواهد رفت.

 

 

بهای تمام شده

در تجارت امروز و در بنگاه های اقتصادی کل دنیا ،مهمترین عامل، سود آن مجموعه و شرکت ها می باشد .منفعتی که در ازای اجرای خدمات و یا فروش کالا به وجود می آید .برای به دست آوردن سود خالص و ناخالص نیاز به محاسبه هزینه کرد واقعی در خصوص فرایندهای مالی و اقتصادی می باشیم.چه در امر تولید و چه در امر بازرگانی مفهوم بهای تمام شده امریست ضروری و کاربردی که علاوه بر تعیین سود و زیان ، خط مشی و نقشه ادامه راه رادر اختیار مدیران ارشد سازمان ها قرار می دهد. مبحث دیگری که از اصول اولیه بهای تمام شده یا حسابداری صنعتی است هزینه یابی میباشد که در ادامه به آن اشاره میکنیم.
-حسابداری صنعتی ، شاخه ای از علم و فن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل و مراکزهزینه و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده دارد در واقع حسابداری صنعتی یا بهای تمام شده یک ابزار بسیار مهم در اختیار مدیریت می باشد تا با استفاده از استانداردهای حسابداری صنعتی بهای تمام شده تولیدات را محاسبه کند و کنترل خود را بر روی هزینه های مواد،دستمزد،و سایر هزینه های تولید(سربار) اعمال نماید.
- حسابداری صنعتی به عنوان یک رشته از رویه ها و قواعد منظم برای ثبت و گزارش کردن اندازه گیریهای مرتبط با هزینه های ساخت کالاها و ارائه خدمات به شکل تفصیلی ،تعریف شده است .
درواقع ،حسابداری صنعتی شامل شبکه ای از مفاهیم ،روشها و تکنیکهایی است که برای شناسایی ،اندازه گیری،طبقه بندی ،تخصیص، تجمیع و گزارش کردن هزینه ها ومقایسه آنها با استانداردها و بودجه ها بکاربرده می شود . مکانیسمی که از طریق و بر اساس آن ، اطلاعات حسابداری صنعتی شناسایی ،پردازش و گزارش می گردد ،سیستم حسابداری صنعتی یا سیستم هزینه یابی نامیده می شود .( مرجع جلد اول مفاهیم و کاربردها در هزینه یابی ترجه عزیز عالی ورص 16و 17)
- حسابداری صنعتی ،که گاهی اوقات حسابداری مدیریت نیز نامیده میشود ،باید بعنوان بازوی مدیریت در ارتباط با برنامه ریزی و کنترل فعالیتها تلقی میگردد. در حقیقیت حسابداری صنعتی مدیریت را با ابزار حسابداری مورد نیاز جهت برنامه ریزی ،کنترل و ارزیابی عملیات مجهز مینماید . (منبع حسابداری صنعتی جلد دوم /سازمان حسابرسی ص8)
تا چندین سال پیش میزان سود و درآمد خالص به روش عینی و سنتی انجام می شد .چنانچه میزان ستانده از داده در همان بخش اولیه، یعنی خرید کالا و فروش آن بیشتر بود ، سود این معامله تلقی می شد.
اما امروزه هدف از محاسبه بهای تمام شده اهداف عالی تری در سازمان است که در زیر به بخشی از آن اشاره می شود :
الف – منبع ص 19 سازمان حسابرسی /مفاهیم و کاربرد هزینه یابی /عالیور )
1. اندازه گیری و محاسبه بهای تمام شده تولیدات ،یعنی هزینه یابی
2. فراهم کردن اطلاعات لازم برای ارزیابی عملکرد
3. فراهم کردن اطلاعات لازم برای تصمیم گیری

ب- منبع ص 10 سازمان حسابرسی /حسابداری صنعتی جلد 1

1. یاری و مشارکت در ایجاد و اجرا برنامه ها و بودجه ها
2. فراهم نمودن اطلاعاتی جهت مدیریت بمنظور تصمیم گیری نسبت به انتخاب یک راه حل از بین چندین راه حل موجود (تصمیم گیری )
3. برقراری روشها و شیوه هایی که اعمال کنترل را میسر ساخته و درصورت امکان باعث کاهش هزینه ها گردد .
4. تعیین ارزش موجودیها بمنظور هزینه یابی و قیمت گذاری آنها وکنترل مقادیر عینی موجودیها در فرصتهای مناسب .
5. تعیین هزینه ها و سود برای یک دوره حسابداری
محاسبه بهای تمام شده سنتی از برآورد ارزش کار دستگاه های خط تولید، ساعت کاری نفرات در خط تولید بعلاوه مجموع هزینه های خرید کالاهای اولیه و در صد سود مشخصه تولید کننده قیمت خالص و نا خالص کالای تولیدی را مشخص می کرد.
اما به وضوح مشخص است این نوع محاسبه به جزئیات مساله اشاره نداشته و بیانگر تمامی هزینه ها و فعالیتها نمی باشد.
همانگونه که ذکر شد ،هزینه یابی از اصول بهای تمام شده می باشد که عبارت است از طبقه بندی و تسهیم صحیح هزینه ها به منظور تعیین قیمت تمام شده محصولات و خدمات .
شناسایی و کنترل هزینه ها به عنوان بازوی توانمند مدیریت تلقی می شوند ،چون اطلاعات موثری در انجام مذاکرات آگاهانه ،شرکت در مناقصات ،تخصیص ظرفیت های تولیدی به محصولات سودآور و راهبردی ،را در اختیار مدیران ارشد قرار می دهد.
سیستم هزینه یابی یکی از موثرترین و مهمترین عوامل در جهت رشد ، ارتقا و سودآوری تولیدمی باشد. با هزینه یابی صحیح راه برای به دست آوردن بهای تمام شده هموارتر می شود .
برای تعیین بهای تمام شده می بایست مراحل زیر را در نظر گرفت:
هزینه های ثابت –هزینه های متغیر-هزینه های مختلط –هزینه های نیمه متغیر-هزینه های نیمه ثابت که در این جا به دو نوع از هزینه ها اشاره می کنیم :
هزینه های ثابت:اقلامی که به طور مستقیم و به تناسب تغییر سطوح فعالیت افزایش و یا کاهش پیدا نمی کند.
هزینه های متغیر :اقلامی که به طور مستقیم و به تناسب تغییر سطوح فعالیت افزایش و یا کاهش پیدا می کند.
اقلام متغیر در هزینه ها:مواد مستقیم-دستمزد مستقیم-سربار ساخت.
عامل دیگر تاثیر گذار در محاسبه بهای تمام شده، سیستم اندازه گیری موجودی کالا می باشدکه می توان از روش فایفو (روش اولین صادره اولین وارده ) یا از روش میانگین موزن و یا از روش شناسایی ویژه استفاده نماییم.
بنا بر این بهای تمام شده و محاسبات مربوط به آن ،نیاز به بررسی های دقیق در خصوص عملیات خرید،تولید و فروش را دارد تا بتوان به طور دقیق به سود حاصل از فعالیتها رسیدکه با توجه به وجود نرم افزارهای عملیاتی دراین خصوص انجام این موارد به شدت سریع و دقیق شده است.

تنظیم : آقای مهندس سعید سلیمانی (مدیر فروش BPMS شرکت شماران سیستم)
  

انگولار و دات نت کور

در مقاله قبلی در خصوص تولید نرم افزار شاتو پلاس توسط هلدینگ شماران سیستم در بستر متن باز .NetCore و فریم ورک آنگولار اشاره کردیم . در این مقاله سعی بر اشاره به امکانات فنی و عملیاتی زبان .NetCore و فریم ورک Angular داریم
NetCore. در روزهای پایانی سال 2014 از طرف شرکت مایکروسافت ارایه شد .
این پلت فرم با قابلیت متن باز و مستقل از بستر سیستم عامل به سرعت جای خود را در بین دیگر زبانهای برنامه نویسی باز کرد .قابلیت اجرا توسط پلت فرم های نرم افزاری و سخت افزاری مختلف و امکان نصب بر روی سیستم عامل های ویندوز،لینوکس(Linux )مکینتاش(Macintosh) سیستم عاملهای موبایل ،پلتفرمهای ابری (Cloud) و استفاده در بستر اینترنت اشیا توانسته است دنیای جدیدی در جهان برنامه نویسی باز کند
سه اصل متن باز بودن ،مستقل از بستر سیستم عامل و آسان سازی کدها در کنار امنیت بالا شاخصه های اصلی این زبان برنامه نویسی میباشد که توانسته رقیب سرسخت برای دیگر زبانهای برنامه نویسی همچون C# و VB.net باشد

 


اما فریم ورک آنگولار،آنگولار یک فریمورک قدرتمند جاوا اسکریپتی برای تولید و توسعه وب اپلیکیشن های مدرن و ساخت برنامه‌های تک صفحه‌ای سمت کاربر(Single Page Application-SPA)، توسط HTML ،CSS و TypeScriptاست. این فریم ورک ، حاوی اجزایی برای سهولت ارتباط داده ها، طراحی ماژولار، کار با سرویس‌های سمت سرور وب و ... می باشد
سرعت تبادل داده ها در آنگولار بستر بسیار مناسی برای برنامه های تحت وب میباشد. با نوجه به متن باز بودن این فریم ورک و قابلیتهای فراوان آن در کنار زبان برنامه نویسی .NetCore میتواند بستری منعطف و قدرتمند برای اپلیکیشنهای تحت وب باشد .بستری که نرم افزار شاتوپلاس شماران از آن بهره میگیرد این چارچوب یک بازنویسی کامل است که Asp.net MVC وWeb API و Asp.net را به یک مدل برنامه نویسی واحد متصل می کند و به عنوان یک چارچوب جدیدو دارای سازگاری بسیار بالادر تولید برنامه های تحت وب مورد استفاده قرار می دهد
.NETCORE را میتوان در بسیاری از مباحث و رشته های مختلف به کار برد .از جمله میتوان به استفاده این زبان قدرتمند و متن باز در علوم محاسباتی و مهندسی ،توسعه بازیهای ویدئویی ،استفاده در ساخت وب سایتها ،استفاده در پروژه های ابری(CLOUD)و ایجاد اپلیکیشنهای تحت وب اشاره کرد
چند ویژگی از .NetCore
ایمن :پشتیبانی این زبان توسط شرکت مایکروسافت باعث شده از تمامی استانداردهای امنیتی پیروی کند و تا حد امکان این استانداردها را بالاتر ببرد
تطبیق پذیری و پشتیبانی از C#:برا ی ایجاد اپلیکیشن با استفاده از .NetCore میتوان از C# استفاده کرد .C# ساده ،قدرتمند،تطبیق پذیر ،ایمن و شی گرا بوده و سازگاری کامل با .NetCore را دارد
ابزار خط فرمان:تمامی موارد تعبیه شده در .NetCore از طریق Command-Line نیز قابل مدیریت میباشند
در خصوص استفاده از آنگولار هم بهتراست به این نکته اشاره داشته باشیم که ،با استفاده از Angular میتوان در یک صفحه وب چندین Application مجزا از هم را ایجاد کرد که هر یک به پایگاه داده ای مجزامتصل می شوند و اطلاعات را ارسال و دریافت میکنند
استفاده از این کتابخانه بسیار آسان است .کافی است صفحات متناسبب را به تگ های HTML اضافه کنید و در انتها ،فایل اسکریپت Angular را در صفحه درج کنید تا بقیه کارها به صورت اتوماتیک به انجام برسد
به عبارت دیگر آنگولار ابزاری است که برنامه نویسی MVC را به معنای واقعی در محیط وب دست یافتنی میکند

تنظیم : آقای مهندس سعید سلیمانی (مدیر فروش BPMS شرکت شماران سیستم)
 

مفهوم BPMN

در دنیای فرایندهای کسب و کار و میل به چابک کردن سازمانها و فرایندهای سیستمی ،BPM (Business Process Management ) از هر مفهوم دیگری بیشتر میدرخشد .تکنولوژی مدیریتی که بر پایه IT طرح ریزی شده و موفقیتهای بسیاری را در دنیای کسب و کار بر جا گذاشته است .
اصولا در تعریف تمامی فرایندها نیاز به مدل سازی اولیه داریم که این مدل استاندارد فرایندهای کسب و کار را BPMN(Business Process Modeling Notation ) میگویند .مدلی با نشانه های گرافیکی قابل فهم برای کاربران و مدیران.
BPMN شامل نمادها و نشانه های گرافیکی میباشد که در مدل سازی و قابل فهم تر کردن فرایندها در بسترBPM استفاده میشود تا سازمان را در برقراری ارتباطهای درون و برون سازمانی یاری کرده و آنرا قادر سازد تا به سرعت با شرایط کسب و کار جدید اخت پیدا کند
این استاندارد جهانی در مدلها فرایند کسب و کار یکی از اجزای مهم موفقیت در بازار جهانی مبتنی بر IT میباشد که به دلیل اهمیت این موضوع BPMN به عنوان یک موضوع در دانشگاه ها تدریس میشود
در محبط BPM ، طراحی فرآیند و تعاریف در یک محیط گرافیکی ایجاد می‌گردند. در اغلب موارد، ابزارهای طراحی فرآیند به تحلیل‌گران کسب‌وکار این امکان می‌دهد تا از تکنیک‌های Drag and Drop برای تعریف فرآیندها و احرای آن‌ها استفاده کنند. اغلب ابزارهای توسعه BPM در اصل سیستم‌های مدل‌سازی استانداردی هستند که ضرورتا یک زبان برنامه‌نویسی ساده‌تر برای تعریف مدل فرآیند را مورد استفاده قرار می‌دهند. به‌طور کلی در این زمینه از BPMN یا زبان تعریف فرآیند XML استفاده می‌کنند. به کمک هر کدام از این مدل‌سازها امکان استانداردسازی تعاریف فرآیند کسب‌وکار و در نتیجه به‌کارگیری این تعاریف به شکل اشتراکی بین ابزارهای مختلف را نیز فراهم می‌نماید.

 


به‌طورکلی فرآیندها بسیار شبیه طراحی کلی چارت هستند که قوانین کسب‎‌وکار تعیین‌کننده گردش منطقی آن‌ها باشند. بنابراین مثلا شما ممکن است فرآیندی داشته باشید که میزان رضایت مشتریان و بهبود آن را مدنظر قرار دهد. مرحله اول مربوط به زمانی‌است که بازخورد نظرات مشتریان دریافت می‌گردد. در این مرحله شما پس از بررسی نظرات در یک نقطه بحرانی تصمیم‌گیری قرار می‌گیرید که بر مینای قانون کسب‌وکارتان باید میزان اهمیت مشتری را تعیین نموده و نماینده مسئول جهت پاسخگویی را مشخص کنید. در این شرایط، به‌طور هدفمند، تیم مناسب بر مبنای اهمیت مشتری جهت پاسخگویی و پیگیری نظرات ایشان انتخاب خواهد شد. در این شرایط طراحی فرآیند برای سرویس‌های مختلف از قوانین کسب‌وکار متفاوتی استفاده می‌کنند. تمامی موارد ذکر شده با استفاده از زبان استاندارد BPMN در محیطهای کاربر پسند مدل سازی و طراحی میگردد
طراحی در مراحل اولیه با ایجاد هماهنگی بین نظرات تحلیل‌گران کسب‌وکار و نیروهای اجرایی IT آغاز می‌شود. در این زمینه تحلیل‌گران کسب‌وکار تعاریف را ارائه می‌دهند و طراحان سیستم نیز به‌کمک این تعاریف مدل رابر اساس استاندارد BPMN تولید می‌کنند. در برخی از موارد اجرای BPM، تحلیل‌گران کسب‌وکار باید نقش بیشتری در کل فرآیند طراحی نیز ایفا نمایند. لذا از آنجا که قوانین کسب‌وکار در اصل نقش قلب پروژه BPM را بر عهده دارند لذا این قوانین تعیین‌کننده سیاست‌ها و روش‌هایی است که فرآیندهای کسب‌وکار را نیز مکانیره می‌نمایند. در یک پزوژه BPM ، قوانین کسب‌وکار در موتور قوانین مدیریت می‌گردند که مدیران کسب‌وکار به آن دسترسی دارند. در نتیجه مشاهده تغییرات قوانین کسب‌وکار و مدیریت آن‌ها در صورت نیاز برای مدیران امکان‌پذیر خواهد بود.
در حال حاضر آخرین نسخه از استاندارد مدل سازی فرایند ها BPMN2 میباشد که در سهل کردن فرایندهای پیچیده با قدرت بیان بالا در خصوص توصیف دقیق از یک فرایند عملیاتی را در اختیار کاربران میگذارد  .
تنظیم : آقای مهندس سعید سلیمانی (مدیر فروش BPMS شرکت شماران سیستم)

 

مدیریت فرایندهای کسب‌وکار

در تمامی سازمان‌ها وبنگاه های اقتصادی و هر نقطه‌ای در جهان که کسب‌وکاری وجود داشته باشد به‌طور محسوس و نامحسوس فرایندهایی دارد که ادامه و روند صعودی آن کسب‌وکار وابسته به اجرای صحیح و کامل فرایندهای وابسته و عملیاتی می‌باشد.

این فرایندها در تقسیم بندی‌های سازمانی به شکل‌های مختلفی ایجاد و مورداستفاده قرار می‌گیرد. به‌طور مثال فرایندهای اداری، فرایندهای مالی، فرایندهای منابع انسانی و...که با تجمیع این فرایندها وابستگی‌های تعریف‌شده موتور سازمان به حرکت درمی‌آید و میل به تکامل ایجاد می‌گردد.
مهم‌ترین عامل در فرایندهای کسب‌وکار در هر مرحله، وجود قانون در اجرای مراحل مختلف فرایند و تخصیص هر مرحله به بخش و یا پرسنل مربوطه می‌باشد که با عدم تصویب و طراحی صحیح در این مرحله آسیب جدی و جبران‌ناپذیری را به سازمان وارد می‌کنیم.
اساس قانون‌گذاری در هر قسمت سازمان نیاز به نظم و سلسله‌مراتب سازمانی و تعریف صحیح مسؤولیت‌ها و اختیارات بخش موردنظر می‌باشد که این تعریف وابسته به ‌نظام قانونمند و بخش‌بندی مناسب در اجرای فرایندها می‌باشد.
مدیریت فرایندهای کسب و یا همان BPM (Business Process Management ) نظام ساختاریافته و استاندارد جهانی تعریف‌شده در خصوص مدیریت فرایندها کسب‌وکار در سازمان می‌باشد که چندین سال است در بیشتر کمپانی‌های متوسط و بزرگ دنیا به کار گرفته‌شده و نتایج بسیار مفیدی در روند تصاعدی کسب‌وکارها داشته که این خود دلیل استفاده از مدیریت فرایندهای کسب‌وکار است.
در راه‌اندازی BPM نیاز به یک برنامه مدون و مشخص الزامی است که در آن فرایندها –نقش ها-پست ها-و نهایتاً چارت سازمانی در دسترس بوده و بر اساس مأموریت اصلی سازمان به پیاده‌سازی BPM بپردازیم.
استفاده مدیریت فرایندهای کسب‌وکار در سرعت انجام فرایندها و به انتها رسیدن اثربخش مراحل مختلف کمک بسزایی کرده و پایان نتیجه بخشی را در تمامی فرایندها به ارمغان می‌آورد که باعث انگیزه در انجام به‌موقع و سیستماتیک مراحل فرایند کرده و رشد سازمانی را به همراه دارد.
در مورد اجزای BPM می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
طراحی و بررسی:
در این قسمت از مدیریت فرایندها تجاری به مطالعه و بررسی دوباره فرایندها کاغذی موجود سازمان کرده که به شناسایی، بازبینی و اعتبار سنجی فرایندهای موجود جان دهیم و یا ایجاد فرایندهای جدید بر پایه اصول سازمان در دستور کار گذاشته که درنهایت فرایندهای تولیدشده را با استفاده از نشان‌گذاری‌های گرافیکی استاندارد و شناخته‌شده و مدل‌سازی کنیم.

 

پیکربندی:
پس از مدل‌سازی فرایندهای اصلی و کاربردی نیاز به پیاده‌سازی فرایندها برای اجرایی شدن آنها است که این هم می‌تواند با سیستم‌های نرم‌افزاری و یا بدون دخالت آنها ایجاد شود.
در این قسمت تعاملات کارمندان با سیستم و یکپارچه‌سازی سیستم‌های نرم‌افزاری موجود سازمان از مأموریت‌های مدیریت فرایندهای کسب‌وکار می‌باشد.
اجرا و راه‌اندازی:
با به قانون درآمدن فرایندها، فاز اجرایی کردن فرایندهای کسب‌وکار پیش می‌آید که این فرایندها برای دستیابی به اهداف اصلی سازمان شکل‌گرفته‌اند. در فاز اجرایی می‌توانیم عملیاتی شدن همه فرایندها و مراحل مختلف کاری آنها را لمس و در صورت نیاز اقدام به تغییر و یا بهبود آنها کنیم.
نظارت بر فرایندها:
این یکی از بخش‌های مهم در مدیریت فرایندهای کسب‌وکار می‌باشد که با استفاده از مانیتورینگ فرایندها و مراحل هر فرایند و با استفاده از تکنیک BAM (Business Activity Monitoring) یا همان رصد هوشمند فرایندها به صحیح بودن و دقت فرایندها پی برده و با کمتر از چند ثانیه شرایط اداری و تجاری سازمان را مشاهده می‌کنیم.

نویسنده :مهندس سعید سلیمانی -  واحد فروش BPMS شماران سیستم

 

دیدگاهی عمیق در مدیریت فرایندهای کسب و کار(Business Process Managment)

آیا شما برای استفاده از مزایای مدیریت فرآیندهای تجاری BPM در سازمان خودتان آماده هستید؟ آیا قصد ندارید بهره‌وری را در سازمان بهبود بدهید، چابکی را بالا ببرید و مزیت‌های متعدد دیگری به‌دست بیاورید؟ اگر چنین است، گزینه صحیح استفاده از مدیریت فرایندهای کسب و کار یا BPM میباشد
BPM یا همان مدیریت فرایندهای کسب و کار به سازمان‌ها کمک می‌کند که در کنار رشد سریع و مناسب، ارزش‌آفرینی نیز بکنند و در عین حال عملکرد خود را بهبود ببخشند، بازده مناسب‌تری داشته باشند، عملکرد همراه با رضایتمندی و علاقه‌مندی بیشتر در کارمنداتشان مشاهده شود و در نهایت نیز سرویس‌های بهتری به مشتریانشان ارائه نمایند. تمامی این بهینه‌سازی‌ها ناشی از بهبود مستقیم فرآیندهای بهینه شده است.
BPM(Business Process Managment) در اصل یک دیدگاه به سمت مدیریت عملکرد یک سازمان است که بتوان به نیازهای موجود در تمامی تعاملات آن سازمان پاسخگو بود. BPM سازمان‌ها را قادر می سازد تا بهره‌وری بهتری داشته باشند و به‌راحتی بتوانند به سمت بهتر شدن تغییر کننذ. BPM(مدیریت فرایندهای کسب و کار) دقیقا همان چیزی است که سازمان شما برای مقابله با چالش‌های فضای تجارت مدرن به آن نیازمند است.
هر چه فرآیندها بهتر باشند، هزینه‌ها کمتر، بازدهی بیشتر، انگیزه کارکنان بهتر و رضایت مشتریان نیز بیشتر خواهد بود. مدیریت فرآیندهای کسب وکار یا BPM دیدگاهی است که برای ایجاد فرآیندهای بهتر، طراحی شده است. BPM یک تلاش دسته جمعی متمرکز بین واحدهای کسب‌وکار و دنیای IT است که این تلاش به دنبال ایجاد پارامترهای جدید در راستای بهبود بهره وری و منطقی‌سازی فرآیندهای کسب‌وکار می باشد
در فضای متغیر کسب‌وکار امروز سازمان‌ها باید به اندازه کافی چابک باشند تا بتوانند به هرگونه چالشی که با آن مواجه می‌شوند در شرایط مناسب پاسخ دهند. BPM این چابکی را برای شما فراهم می‌نماید و در این راه امکان کنترل مستقیم بر روی فرآیندهای عملیاتی را ایجاد می‌کند. در این راستا شما می‌توانید از تکنولوژی بهتر استفاده نمائید و کل سازمان شما پاسخگوتر می گردد که به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می‌کند.
بهبود بازدهی: در اقتصاد امروز شما ملزم هستید که با استفاده کمتر از منابع، نتایج بهتری را به‌دست بیاورید. به‌کارگیری کلیات BPM به سازمان شما در بالاتر بردن بهره‌وری کمک می‌کند. این جادوی استفاده از مدیریت فرایندهای کسب و کار میباشد
حرکت سریع همپای بازار: زمانی که یک ایده جدید یا محصولی تازه ارائه می‌گردد، استفاده مؤثر از BPM به شما امکان این را می‌دهد که در استفاده از مدیریت فرایندهای کسب و کار لیدر بازار باشید یک پیشرو که خیلی سریعتر از دیگران از مزایای بازارهای جدید استفاده می‌ننماید.
رسیدن به بازار جهانی: BPM به شما کمک می‌کند تا عملکرد توزیعی یا سرویس‌دهی خدمات را در کل بازار جهانی رصد کرده و از فرصت‌های مختلف بدون درنظرگرفتن اینکه کجا و در چه شرایطی هستند، نهایت استفاده را ببرید.
رعایت مناسب قوانین: رعایت قوانین، رگولاتوری و مقررات پیچیده دولتی در تمام دنیا ممکن است بسیار هزینه‌بر باشد و همگام شدن با آن نیز زمان‌بر گردد. با BPMو فرایندهای کسب و کار شما می‌توانید این هزینه‌ها را تحت کنترل داشته باشید.
شتاب نوآوری: شما نیاز به محیط کسب‌وکاری دارید که در آن نوآوری تنها یک هدف مقطعی نباشد بلکه به‌عنوان بخش طبیعی دائمی عملکرد روزانه شما بدان توجه گردد. اینجا هم BPMو مدیریت فرایندهای کسب و کار در بستر فناوری می‌تواند در این زمینه کمک کند.
سازمان چابک و انعطاف‌پذیر توانایی پاسخ سریع به نیازهای مشتری را دارد؛ لذا در انتهای هر روز کاری، برنده واقعی خواهد بود.
به‌طورکلی زمانی که سازمان‌ها در فکر بهبود فرآیندها هستند، معمولا بر روی نظام‌مندسازی و آرایش عملیات‌های مختلف به‌گونه‌ای تمرکز می‌نمایند که بتوانند فرآیندها را از ابتدا تا انتها کنترل نمایند. ولی تصمیماتی که در این فرآیندها اخذ می‌گردد نیز بسیار اهمیت دارند. در این زمینه BPM به شما کمک می‌کند تا تصمیمات عملیاتی گسترده را به‌گونه‌ای در بهترین زمان و سریع اتخاذ نمائید تا هم بتوانید شرایط را درحال‌حاضر کنترل کنید و هم این روند برای ادامه کار سازمان شما نیز به‌طور مؤثر مفید باشد. دراین‌حالت در حقیقت مدیران می‌توانند ابزارهایی را دراختیار داشته باشند تا به‌سرعت در زمان مناسب تصمیمات مهم را اتخاذ نمایند.
ار آنجا که BPM می‌تواند به شما کمک کند تا اطمینان حاصل نمائید مدیران‌تان اطلاعات کاملی از سیستم را همواره دراختیار داشته باشند تا بتوانند تصمیمات بهتری بگیرند، علاوه براین استفاده از BPM امکان مکانیزه‌کردن اغلب فرآیندهای تصمیم‌گیری را نیز فراهم می‌نماید. به‌نحوی که شما می‌توانید مطمئن باشید که بیشتر تصمیمات در سازمان‌تان به بهترین نحو در شرایط مطلوب اخذ می‌گردد. از آنجا که این تصمیمات بر مبنای قوانین ثابت سازمان شما اخذ شده‌اند لذا بیشتر در راستای اهداف‌تان خواهند بود.
BPM و استفاده از مدیریت فرایندهای کسب و کار همچنین شما را قادر می‌سازد تا فرآیندهای سازمان‌تان را درعمل ببینید و بررسی نمائید که چگونه تصمیم‌گیری بر روی خط عملکرد سازمان تأثیر می‌گذارد. در نتیجه شما به سادگی می‌توانید واکنش نشان دهید و فرآیندهای جایگزین را برای مدیریت بهتر استفاده از فرصت‌های جدید یا کاهش اثرات سوء فرآیندهای نادرست قبلی به‌کار بگیرید. BPM در این زمینه ابزارهای مناسبی را دراختیار شما قرار می‌دهد تا هم فرآیندها را بهینه نموده و هم تصمیمات مناسب‌تری اخذ نمائید. این بهبود فرآیندها به‌طورکلی یعنی نه تنها تصمیم‌گیری‌ها سریع‌تر انجام می‌گیرد بلکه می‌توان تصمیمات بهتری را نیز بسته به شرایط اخذ نمود.

نویسنده :مهندس سعید سلیمانی -  واحد فروش BPMS شماران سیستم

نرم افزارهای تحت وب یا تحت ویندور

همواره استفاده از تکنولوژی های کار آمد و به روز راهی برای پیشبرد اهداف کسب و کار و ارتقای عملکرد سازمانهاست،رویکردی که در این سالهای اخیر توانسته اهرم بسیار قدرتمندی در خصوص نحوه انجام فعالیتها و فرایندهای سازمانی باشد .
با ورود سیستم های کامپیوتری و استفاده از دانش انفورماتیک ،سازمانها با نرم افزارهای تحت سیستم رایانه و به کار گیری تکنولوژیها و راه کارهای مدرن در خصوص بهبود و بقای فرایندها گام بلندی را برداشتند
استفاده از نرم افزارهای ویندوزی (Windows Application) انقلابی در به کار گیری فن آوری در سازمانها بود و باعث رشد و ترقی عملکرد سازمانها وارتقا سطح دانش فنی کارکنان شد،که این خود گام نخست در پدیدار شدن دولت الکترونیک و شهروند الکترونیک بود . ابتدا استفاده از این نرم افزارها در سازمانها و ادارات بزرگ دولتی و سپس در سازمانهای کوچکتر و حتی در شرکتها و کسب و کارهای خصوصی نیز اجرا و عملیاتی شد
نرم افزارها با هدف بهبود عملکرد سازمان و تسریع بخشیدن به فعالیتها وارد بازار شدند و توانستند در مدت زمان بسیار کمی عنصر جدا نشدنی از سازمانها و فعالیتهای روزمره آنها باشند به طوری که بخش فن آوری و اطلاعات و یا بخش انفورماتیک در تمامی کسب و کارهای دولتی و خصوصی نقش استراتژیکی در سازمانها و شرکتها را دارا شد
سهولت استفاده از منابع-سرعت انجام کار –دقت در روند فرایندها و انجام عملیات ها استفاده از نرم افزارهای ویندوزی را گسترده تر کرد .

با استفاده از علم روز و سرعت پیشروی علم انفورماتیک در کشور، شرکتها سریعا نرم افزارهای خود را به نسخه های تحت شبکه و تعداد کاربر نامحدود بسط دادن که این نیر تحولی بزرگ در صنعت انفورماتیک کشور و ارتقا شرکتهای تولید کننده و خدمات رسان بخش خصوصی در صنعت انفورماتیک کشور شد
با ورود نرم افزار های تحت شبکه(Network Application) به سازمانها بخشی از روالها و قوانین حاکم بر فرایندها تغییر و به سمت بهبود حرکت کرد و سازمانها فصل تازه ای از عملکرد خود را تجربه کردند که این گام موثر بعدی در به تحقق رسیدن دولت الکترونیک بود.در این میان ارباب رجوع نیز با این فرایندهای سیستمی آشنا و توانست در کمترین زمان ارتباط صحیح و قابل قبولی را در استفاده و بهره برداری از این نوع سیستمهای نرم افزاری تجربه کند .نمونه عمومی و همه گیردر این نرم افزار ها استفاده از کد رهگیری و کد پیگیری در بعضی از فرایندهای سازمانی بود که باالکترونیک شدن فرایندهای نامه نگاری و سیستم نرم افزاری دبیرخانه ها بسیاری از چند باره کاریها و نا مشخصی روال ها برای ارباب رجوع را از میان برداشت
با توجه به سرعت بسیار بالای تغییر تکنولوژی در دنیا و بازخورد آن در کشور مساله بعدی استفاده از تکنولوژی مناسب و به روز در برخورد با چالشها و فرایندهای سازمانی بود .
دسترسی از هر مکان و استفاده بهینه از نرم افزارها بدون محدودیت فیزیکی و منابع سیستمی گام بعدی در امر دولت الکترونیک و سازمان بدون کاغذ بود . محدودیتهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کاربران و پشتیبانی نرم افزارها ،به روز رسانی سریع و ...چالش بعدی دنیای جدید انفورماتیک در سازمانها بود
راهکار نرم افزار های تحت وب(Web Application) چاره تمام مشکلات از نوع دسترسی و به روزرسانی و منابع سیستمی شد .
درنرم افزارهای تحت وب(Web Application) دیگر نیاز به بک پردازنده پر قدرت یا کارت گرافیک و یا منابع دیگر سخت افزاری مشهود نیست .این وظیفه بزرگ به دست سرور دهنده سرویس نرم افزار بوده و تمامی کاربران با استفاده از مرورگرهای اینترنتی بدون محدودیت فیزیکی و استفاده از هر وسیله ای که امکان اسفاده از اینترنت را داشته باشد به وجود آورد
با ورود نرم افزارهای تحت وب به ناوگان انفورماتیک کشور واژه دولت الکترونیک معنای جدید و پر رنگی پیدا کرد نرم افراهای تحت وب (Web Application) نوع خاصی از نرم افزارهای کلاینت و سرور هستند که روش طراحی و توسعه آنها نسبت به نرم افزارهای ویندوز مدرن تر و قویتر است،نرم افزارهای تحت وب از یک هسته پایدار بهره می برند و با تغییر در عملکرد یا به روز رسانی هسته اصلی،این تغییرات برای تمامی کاربران در سطح شبکه مورد استفاده انجام میشود


اما سوال اینجاست که کدام یک از بسترهای نرم افزاری گفته شده در بالا بهتر و قابل اعتماد میباشند .آیا با وجود بستر وب، نرم افزارهای ویندوزی یا نرم افزارهای سیستم عاملی غیر قابل استفاده هستند؟ آیا با وجود بستر وب و نرم افزارهای تحت وب (Web Application ) استفاده از نرم افزارهای ویندوزی به پایان میرسد؟ .آیا نرم افزارهای ویندوزی کارایی خودرا از دست میدهند؟
در پاسخ به این سوالها باید بگوییم که استفاده از از بسترهای نرم افزاری ذکر شده در سازمانهای دولتی و شرکتهای خصوصی ادامه دارد و وظایف نرم افزاری در کسب و کارها بنا به شرایط موجود و قوانین مکتوب میان این دو بستر نرم افزاری تقسیم میشود
خیلی از کمپانی ها و کسب و کارهای دولتی و خصوصی به خاطر مسائل امنیتی و اطلاعات محرمانه و باارزش از درجه اهمیت اطلاعاتی، میلی به استفاده از سیستمهای نرم افزاری تحت وب ندارند و هرگونه دسترسی خارجی را به نرم افزار محدود میکند
مستاق بارز استفاده از این نرم افزارها ،نرم افزارهای مالی بازرگانی در ارگانهای دولتی و سیستمهای اطلاعاتی در کسب و کارها میباشند که جمع حد اکثری از کاربران تمایل بیشتری به استفاده از سیستمهای خود در بستر محدود دارند
اما در بسیاری از نرم افزارها هم بنا به درخواست کاربران استفاده کننده ،بستر وب الزامی بوده و استفاده بهینه تر از منابع و سطح دسترسی وسیع تر لازم و ضروری میباشد
با توجه به اینکه قوانین امنیتی در تولید نرم افزارهای تحت وب در شرکتهای نرم افزاری مورد تایید سازمانهای زیربط رعایت میشود و این نرم افزارها سعی بر اخذ گواهینامه های امنیتی و کیفیتی را نیز دارند ،بنا به درخواست مشتریان و درخواستهای دنیای کسب و کار ترجیح کاربران استفاده از سیستمهای ویندوزی میباشد
با اینکه دنیای رو به جلو دنیای وب و استفاده از نرم افزارهای تحت وب و افق روشنی در نرم افزارهای موبایل (Mobile Application ) میباشد ،بنگاه های اقتصادی و ارگانهای خصوصی و دولتی بر اساس تعریف فرایندها و قوانین خود بستر نرم افزاری خود را انتخاب کرده و مورد استفاده قرار میدهند .
نویسنده :مهندس سعید سلیمانی -  واحد فروش BPMS شماران سیستم

اشتراک در شبکه های اجتماعی